داستان کوتاه حکیمانه
حکیمی ادعای علم شناخت تشنگی می کرد. در یک مهمانی فردی خواست او را امتحان کند. به حکیم گفت: برای هرکس که تو بگویی آب می آوریم اما حکیم تنها به یک نفر دستور داد آب بدهند و به هر فردی که اظهار تشنگی می کرد می خندید و برچسب دروغ می زد و می گفت: دروغ می گوید. آن تک نفری که دستور داد به او آب بدهند فردی بود که به خاطر تشنگی زیاد بلند گفت: این حکیم تشنه شناس نیست، سپس برای آوردن آب از جای خویش حرکت کرد. در این زمان حکیم و عالم تشنه شناس به صاحب خانه گفت: این فرد راستگوست و تشنه است و به او آب دهید. از حکیم پرسیدند: چرا این راستگو شد و دیگران دروغگو؟ عالم تشنه شناس گفت: به خاطر اینکه اگر کسی تشنه باشد به دنبال آب حرکت می کند.
منبع: چهار اکثیر موفقیت، نویسنده: سید علی پو.رحسینی، چاپ اول89
نظرات شما عزیزان:
|